تبلیغات
my sweat heart never loves me again
my sweat heart never loves me again

دوستت دارم عشقه من

بذار خیال کنم هنوز ترانه هامو میشنوی هنوز هوامو داری و هنوز صدامو میشنوی هنوز صدامو

میشنوی بذار خیال کنم هنوز یه لحظه از نیازتم اگه تموم قصه هام هنوز ترانه سازتم بذار خیال کنم

هنوز پر از تب و تاب منی روزا به فکر دیدنم شبا پر از خواب منی شبا پر از خواب منی بذار خیال کنم تو
 
دلتنگات غروب که میشه یاد من میفتی تویی که قصه ی طلوع عاشق گفتی و دوست دارمو

نگفتی گفتی و دوست دارمو نگفتی بذار خیال کنم منم اون که دلت تنگه براش اونی که وقتی

تنهایی پر میشی از خاطره هاش اونکه هنوز دوسش داری اونکه هنوز هم نفسه بذار خیال کنم

منم اونی که بودنش بسه اونی که بودنش بسه دوباره فال حافظ و دوباره توی فالمی بذار خیال کنم

 بی تو اگر چه بی خیالمی اگر چه بی خیالمی بذار خیال کنم تو دلتنگات غروب که میشه یاد من

میفتی تویی که قصه ی طلوع عاشق گفتی و دوست دارمو نگفتی گفتی و دوست دارمو نگفتی






. . . نه.. نه! گریه نمی کنم یک چیزی رفته توی چشمم! به گمانم … یک خاطره است


نوشته شده در یکشنبه 23 بهمن 1390 ساعت 11:29 ب.ظ توسط alone 4ever نظرات |

تـ ـو ایـ ـن زَمـ ـونـه یــِ نـ ـآمَــرد

یــه روز رفتــ ــم بـ ـآزآرِ سیــ ــآه

میخـ ـوآستــ ــمــ عشــق بخــرم

هنـوز نَـ ـرفتــه بـ ـودَمــ تـ ـو کـ ـه چِــشـَ ــم خــورد بـه یه کآغَــذ

بـ ــآوَرتـون نمیشــه

وقـتی خـ ـونـ ـدمــ ــش، تمـ ـآمــِ تَنــمــ ســرد شُـ ـد

روشــ نــوشـ ــته بــ ــود : دَر غُــرفـ ــه یــِ هَـ ـوسبــآزآنــ عِشـ ـق رآ بـ ـه

 حَـ ـرآج گـذآشتـه اَند،

 بــ ـه قِیمَــ ــتِ  نـآبـ ـودیــِ پــ ـ ـــآکبــ ــآزآن . در تاریخ زیر:

1390/10/13

sa@te:10;20


نوشته شده در جمعه 18 فروردین 1391 ساعت 10:02 ق.ظ توسط alone 4ever نظرات |

سر به هوا نیستم اما همیشه چشم به آسمان دارم
حال عجیبی ست دیدن همان آسمان
که شاید تو
دقایقی پیش به آن نگاه کرده ای . . .
 
 
 
تو اونجا و من اینجا..

نوشته شده در پنجشنبه 3 فروردین 1391 ساعت 08:18 ب.ظ توسط alone 4ever نظرات |

جملات زیبا گیله مرد







اون به من فکر می کنه... من می بینم... احساس می کنم... می دونم...
و لبخندش به من دروغ نمیگه وقتی دنبالم می گرده....
اون خیلی دوست داره با من صحبت کنه درباره ی چیزایی که دیده
راههایی که رفته و تمام پروژه هاش
من با اینحال فکر می کنم که اون تنهاست با وجود دخترایی که می بینه
من نمی دونم که اونا چی می خوان از چیزایی که بهشون می گه
من نمی دونم کجای زندگیش هستم...
هرچی فکر می کنم می بینم من چیزی بیشتر از دخترای دیگه براش بودم...
او هنوز به من نزدیکه اما نمی دونم چطور عاشقش باشم...
و تنها اونه که باید تصمیمی بگیره ما در مورد عشق صحبت کنیم یا دوستی....
من عاشقشم و می خوام زندگیمو بهش تقدیم کنم..
حتی اگه اون زندگیمو نخواد...
من رویای آغوشش رو می بینم اما نمی دونم چطور بهش عشق بورزم...
به نظر میاد که اون بین دوست بودن و عاشق بودن سرگردونه...
و من مثل جزیره ای در میان اقیانوسم...
و به نظر میاد که قلبم بسیار بزرگه.....
چیزی برای گفتن بهش ندارم اون خودش خوب می دونه که همه چیز رو تقدیمش کردم
فقط یه لبخند تنها چیزیه که ازش انتظار دارم
اما شبها چقدر غمگینن و زمان چقدر طولانی به نظر می رسه
و من یاد نگرفتم که بدون اون چطور زندگی کنم...

نوشته شده در جمعه 26 اسفند 1390 ساعت 04:55 ب.ظ توسط alone 4ever نظرات |

نمیدونم زندگی چیه؟

چیزی شبیه پیله که من روز به روز دارم بیشتر خودمو داخلش میپیچم بدون اینکه بیرون از این پیله رو ببینم

چند روزه احولات عتیقه ای مثل خودم اطرافم رو گرفته و منو سر گشته تر از اون چیزی که تا بحال بودم کرده روزها از پی هم دوان دوان میروند بدون اینکه من یا اون بهم توجه کنیم

انگار هیچ کدوم دیگری رو نمیبینیم و هرکدوم درپس دیگری به دنبال  چیزی میگردیم

نمیدونم شاید خیلی کند میگذره چون تنهایی تنها هدیه ای هست که زمان به من داده و میگن که تنها زمانی میفهمی که تنهای که زمان برات کند بگذره و من این روزا احساسی جز این ندارم

اصلا یه جور رخوت وسستی تمام وجودمو مور مور میکنه و یه خستگی روی روحم سنگینی میکنه حتی درمونش کتاب هم نیست نمیدونم داره این دنیا خفه ام میکنه چقد به هوای تازه احتیاج دارم و روحی تازه انگار این روح  اینقدر در به داغون شده که دفعه دیگه که نون خشکه ای اومد باید با یک کیسه نمک عوضش کنم برای زخمهام تا اونقد بسوزوندشون تا این بغض از دردم که شده بترکه و های های گریه کنه

کاش زودتر نون خشکه ای بیاد..
نوشته شده در جمعه 26 اسفند 1390 ساعت 04:42 ب.ظ توسط alone 4ever نظرات |

خسته ام از گفته هایم از نگفته هایم از آنچه هستم از آنچه نیستم

خستم به اندازه بدوش کشیدن کل جهان

خسته ام از تنها بودن

خسته ام از نفهمیدن

خسته خسته از خسته

تو دریای از احساس گیر کردم نمیفهمم نمیفهمم

ذهنم بسته است

پنجره ای نیست

و من مانده ام

همچو خری در گل

سخنهای گفته با که بگویم که اگر گوشی بود میشنید

اگر دلی بود میشکست

اگر اشکی بود میریخت

اگر فریادی بود زده میشد

افسوس که نیست

افسوس


نوشته شده در جمعه 26 اسفند 1390 ساعت 04:41 ب.ظ توسط alone 4ever نظرات |

بهش بگین بباره

بگین که غصه داره

بگین داره میپوکه

این دل پاره پارهfhv,k

بگین یاری نداره

کس وکاری نداره

بگین دیگه نمونده

اشکی که هی بباره

اما میخواد بباره

با اینکه اشک نداره

بهش بگین که

یکبار  بجای اون بباره

 


نوشته شده در جمعه 26 اسفند 1390 ساعت 04:40 ب.ظ توسط alone 4ever نظرات |

خیلی دلم گرفته

لعنت به این زندگی

لعنت به این پول

لعنت به این کشور

لعنت به این عدالت

لعنت به آدم

شکر به خاطر نعمت اشک شکر شکر شکر

کاش سیبی بود تا گاز میزدم تا از اینجا هم بیرونم میکردن

کاش آدم نبودم

کاش مثل دیگران تنها فکر میکردم که آدمم

کاش آدمیت معنا داشت

کاش اسیر زر وسیم نمیشد

کاش دل نبود

کاش دنیا اینقد کوچیک نبود

کاش دنیا اینقد بزرگ نبود

 


نوشته شده در جمعه 26 اسفند 1390 ساعت 04:39 ب.ظ توسط alone 4ever نظرات |

امشب میخوام بیخیال دردام شم.

یه وقتای هم بخیالی خوبه

دُنیا چی داره که بَراش بسوزم

عاشقش شم چشم بهش بدوزم

میخوام کنار آتیش بشینم

خیره به آتیش به حال و روزم

نمودی دنیا

پس گرفته هات کو؟

نداده هات هیچ داده هات کو؟

همین که خوبم مثل فُحشه برات

پس دنیا خوب گوش کن

خوبم خوب خوبم خوبم خوبم خوبم خویم خوب خوبم

خوبم خوبم خوبم خوبم خوبم خوب


نوشته شده در جمعه 26 اسفند 1390 ساعت 04:35 ب.ظ توسط alone 4ever نظرات |

I heard that your settled down

شنیدم که یه جایی رو واسه موندن پیدا کردی

That you found a girl and your married now

اینکه با دختری آشنا شدی و حالا دیگه با هم ازدواج کردین

I heard that your dreams came true

شنیدم رویاهات به حقیقت پیوستن

Guess she gave you things I didn’t give to you

حدس میزنم چیزایی رو بهت داده که من هیچوقت بهت ندادم

 Old friend, why are you so shy

دوست قدیمی، چرا انقدر خجالت میکشی؟

It ain’t like you to hold back or hide from the lie

اصلا بهت نمیاد بخوای عقب بکشی یا از دروغ مخفی شی

I hate to turn up out of the blue uninvited

متنفرم از اینکه بخوام به میل خودم، سرزده و ناگهانی وارد بشم

But I couldn’t stay away, I couldn’t fight it

اما نمیتونستم دور وایستم،و حتی نمیتونستم خودمو درگیرکنم

I hoped you’d see my face & that you’d be reminded

امیدوارم چهرمو دیده باشی و این رو به یادت آورده باشه که…

That for me, it isn’t over

این پایان کاره من نیست

Nevermind, I’ll find someone like you

اشکالی نداره ، یکی مثله تورو پیدا میکنم

I wish nothing but the best for you too

من هیچ ارزویی ندارم فقط بهترین هارو برای تو میخوام

Don’t forget me, I beg, I remember you said

منو از یاد نبر، التماس میکنم ، یادمه که گفتی:

Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead”

یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه

Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead, yeah.

یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه.آره

You’d know how the time flies.

باید میدونستی زمان چطور میگذره

Only yesterday was the time of our lives.

همین دیروز بود که شروع به زندگی کردیم

We were born and raised in a summery haze.

پا به این دنیا گذاشتیم و در یک غبار تابستانی رشد کردیم

Bound by the surprise of our glory days.

که با شکوه و حیرت روزهای زندگیمونه آمیخته شده

I hate to turn up out of the blue uninvited,

متنفرم از اینکه بخوام به میل خودم، سرزده و ناگهانی وارد بشم

But I couldn’t stay away, I couldn’t fight it.

اما نمیتونستم دور وایستم،و حتی نمیتونستم خودمو درگیر هم کنم

I hoped you’d see my face & that you’d be reminded,

امیدوارم چهرمو دیده باشی و این رو به یادت آورده باشه که…

That for me, it isn’t over yet.

این پایان کاره من نیست

Nevermind, I’ll find someone like you

اشکالی نداره ، یکی مثله تورو پیدا میکنم

I wish nothing but the best for you too

من هیچ ارزویی ندارم فقط بهترین هارو برای تو میخوام

Don’t forget me, I beg, I remember you said

منو از یاد نبر، التماس میکنم ، یادمه که گفتی:

Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead”, yay

یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه.آره

Nothing compares, no worries or cares.

هیچ چیز قابل قیاسی،.نگران کننده ای یا چیزی که بخوای مراقبش باشی دیگه نیست

Regret’s and mistakes they’re memories made.

اشتباهات و پشیمونی ها، اینا ساخته های ذهنن

؟Who would have known how bittersweet this would taste

کی میتونست بفهمه که چطور میتونه انقدر تلخ و شیرین(ترکیبی از شادی و غم) باشه

Nevermind, I’ll find someone like you

اشکالی نداره ، یکی مثله تورو پیدا میکنم

I wish nothing but the best for you too

من هیچ ارزویی ندارم فقط بهترین هارو برای تو میخوام

Don’t forget me, I beg, I remember you said

منو از یاد نبر، التماس میکنم ، یادمه که گفتی:

Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead”, yay

یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه.آره

Nevermind, I’ll find someone like you

اشکالی نداره ، یکی مثله تورو پیدا میکنم

I wish nothing but the best for you too

من هیچ ارزویی ندارم فقط بهترین هارو برای تو میخوام

Don’t forget me, I beg, I remember you said

منو از یاد نبر، التماس میکنم ، یادمه که گفتی:

Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead”

یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه

Sometimes it lasts in love but sometimes it hurts instead, yeah

یه وقتایی عشق همیشه باقی میمونه و بعضی وقت ها هم برعکس،باعث آسیب میشه.آره


نوشته شده در دوشنبه 22 اسفند 1390 ساعت 04:15 ب.ظ توسط alone 4ever نظرات |

هیسسسس...

دل من...

اروم باش میدونم بدجوری گرفتی ولی دنیا که به اخر نرسیده...





بهترین لحظه های عمرم رو تو میسازی...

مگه میشه کنار تو بود و دیوونت نشد؟!

میخوام همه دنیا ببینن که تو مال منی بیخیال حرف مردم...

بیشتر از همیشه عاشقتم مرد من





دلم که تنگ میشود شروع میکنم به شعر نوشتن...

هی  مینویسم مینویسم و مینویسم...

وقتی امدی با خودت برایم یک دفتر صد برگ هم بیاور...





نوشته شده در پنجشنبه 11 اسفند 1390 ساعت 09:14 ب.ظ توسط alone 4ever نظرات |

من عاشق فرهادی شدم که هیچ شیرینی تا حالا مثل اون رو نداشته...
نوشته شده در پنجشنبه 11 اسفند 1390 ساعت 09:12 ب.ظ توسط alone 4ever نظرات |

امروز 2012/2/21 اعصابم از همه چی بهم ریخت حالم اصلا خوب نیست علاقه ی شدیدی دارم بمیرم

دیگه حوصله ی هیچیو ندارم.اینم اخرین پستی هست که میام و اپ میکنم واسه همیشه میخوام با نت خداحافظی کنم




خداحافظ همگی


نوشته شده در سه شنبه 2 اسفند 1390 ساعت 09:43 ب.ظ توسط alone 4ever نظرات |

ببار بارون ببار بارون

دلم از زندگی خونه

دیگه هر جای این دنیا

برام مثل یه زندونه

ببار بارون که دلگیرم

ببار بارون که غمگینم

خراب حال من امشب

دارم از غصه می میرم

ببار ای نم نم بارون

ببار امشب دلم خسته است

ببار امشب دلم تنگه

همه درها به روم بسته است

ببار ای ابر بارونی

ببار و گونمو تر کن

مثل بغض دل ابرا

ببار این بغضو پرپر کن

نه دستی از سر یاری

پناه خستگی ها شه

نه فریاد هم آوازی

غرور خلوت ما شه

نه دلگرمی به رویایی

که من هم بغض بارونم

نه امیدی به فردایی

که از فردا گریزونم...




نوشته شده در پنجشنبه 27 بهمن 1390 ساعت 11:46 ق.ظ توسط alone 4ever نظرات |

ببار بارون ببار  خیس و ترم کن

ببار بارون ببار  عاشق ترم کن

ببار بارون دلم مثل کویره

ببار بارون گل عشقم خمیده

 ببین دنیا شده رنگ سیاهی

 ببین عشقا شدن سرد و پوشالی

***

اگه بارون نیای گل ها می میرن

اگه بارون نیای دلها کویرن

***

دلم تنگ واسه اشکای ابرا

همون ابرای عاشق که می شن دلتنگ گلها

***

ببار بارون می خوایم باهم بخونیم همون شعر قدیمی:

باز باران با ترانه

می خورد بر بام خانه

...


نوشته شده در پنجشنبه 27 بهمن 1390 ساعت 11:44 ق.ظ توسط alone 4ever نظرات |

گیـــــرم بازم بیایی....

از عاشقی بخونی....

گیرم تا دنیا دنیاست...

بخوای پیشم بمونی...

روز غمـــــــــــــم نبودی !!!

خوشی ت با دیگران بود....!!!

منو به کی فروختی ؟!؟!

اون از ما بهترون بود ؟!

میخوای بیای بیا ولی حیف....

حیف دیگه خیلی دیره حالا که خاطراتت یکی یکی میمیره

کی گفته بود که تنهام وقتی تو رو ندارم

بازم می گم بدونی منم خدایی دارم

برگشتی اما انگار تو باختی توی بازی....


غرورتـــــــــــم شکستم..!!


به چیت داری می نـــازی؟!؟!


نوشته شده در پنجشنبه 27 بهمن 1390 ساعت 11:43 ق.ظ توسط alone 4ever نظرات |

ببار بارون که این جا شکل زندونه

ببار بارون دل بی طاقتم خونه

یکی عشقش رو گم کرده

ببار بارون قراره گریه برگرده

از این بهتر نمی شه فکر من باشی

تو هم درد و قراره دیگه تنها شی

نمی دونم چرا بد شد

چرا از خوبیام رد شد

شاید بازم بیاد خونه....

بگه بی من نمی تونه

اونو یادم میاری تو

بازم باید بباری تو

ببار بارون تو با آواز


منو یاد چشمــــــــــــــــــــاش بنداز.......!!!!

ببار بارون
ببار بارون

که این جا گیج و داغونم بباربارون


ببار بارون که بی عشقــــــــــــــــــــــــــش نمیتونم......





نوشته شده در پنجشنبه 27 بهمن 1390 ساعت 11:33 ق.ظ توسط alone 4ever نظرات |

از این راهرو یک نفر رد شده...

که عطرش همونه که تو می زنی...

برای به زانو در آوردنم...

تو از مرگ حتی جلو میزنی

از این راهرو یک نفر رد شده

مث ِ وقتایی که تو ناراحتی

نفس میکشم با تمام وجود

عجب عطر خوبی زده لعنتی..........!!!

صدات میکنم تا همه بشنون

جواب ِ صدام غیر ِ پژواک نیست

من اونقد شکستم حس میکنم

که هیچ ارتفاعی خطرناک نیست

یه جوری دلم تنگ میشه برات

محاله بتونی تصور کنی

گمونم نمیتونی حتی خودت

جای خالیتو تو دلم پر کنی

از این راهرو یک نفر رد شده...


نوشته شده در پنجشنبه 27 بهمن 1390 ساعت 11:31 ق.ظ توسط alone 4ever نظرات |

انصـاف نیـست ، کـه دنیـا آنقـدر کوچـک باشـد که آدم هـای تـکراری را روزی صـد بـار ببینـیم ... و آنـقدربـزرگ بـاشـد که نتوانیم آن کسی را که میخـواهیـم حتـی یـک بـار ببینیـم ! ..


نوشته شده در پنجشنبه 27 بهمن 1390 ساعت 11:26 ق.ظ توسط alone 4ever نظرات |

"فیزیک" بعدتر ها ثابت می کند،

در روزهای بارانی،

جای خالی آدم ها بزرگتر می شود...!!!




نوشته شده در پنجشنبه 27 بهمن 1390 ساعت 11:25 ق.ظ توسط alone 4ever نظرات |

چه زیباست .... چه زیباست خالی شدن ابر سنگین... چه زیباست باران .... چه زیباست چشمانت.... چه قدر زیباست وقتی می باری....شبنم وار... نم نم... اندوه گین....تو میدانی که گریه ات از گناه نیست ، ومن نمیدانم که گریه ات از گناه نیست....
نمیشه یکی دو نفر رو دوست داشته باشه... نمیشه. من که ترجیح میدم بی وفا باشم تا خائن... بی وفایی رو میشه تحمل کرد ، ولی خیانت رو نه..

نوشته شده در چهارشنبه 26 بهمن 1390 ساعت 03:06 ب.ظ توسط alone 4ever نظرات |

douset daram







happy.
v@l*e*n*t*i*n*e


نوشته شده در دوشنبه 24 بهمن 1390 ساعت 09:43 ب.ظ توسط alone 4ever نظرات |

مثل پروانه می گردم دور سرت

که همه ببینن و برن از دور و برت
من و تو دیگه توی قلب هم حبسیم
همه عیب دارن فقط من و تو بی نقصیم
نمی ارزه یه لحضه ازت دورشم
باید همه ما رو ببینن و زود کور شن
واسه ی تو یه عاشق صد در صدم
همین که تو رو دیدم پرید عقل از سرم
به جز تو من دیگه هیشکی و نمی خوام
وقتی باشی بقیه به چشم نمیان
چه حس خوبی دارم باهات امشب من
خودت مثل گل و چشات شبنم
دوست دارم همه ببینن و محوت شن
ولی من مهمون دل گرمت شم
آخه دیگه خوشگل تر از تو کسی نیست که
واسه همینه که دل کندن ریسکه


از خدا می خوام که تو رو نگیره از من

اگه تو نباشی ، می میرم از غم
می دونم تو هم عاشق من می شی کم کم
منم می شم همونی که می خوای حتما
از خدا می خوام که تو رو نگیره از من
اگه تو نباشی می میرم از غم
می دونم تو هم عاشق من می شی کم کم
منم می شم همونی که می خوای حتما

 

 

همیشه تو زندگی بلند پرواز بودم
چیزایی که می خواستم خاص بودند
حالا من به تو می گم که دل به تو می دم
بیا که فاصله کم بشه از تو تا من
خوشحالم که دستات با من
با تو می ره بالا ضربان قلبم
احساسات من دچار نوسان قطعا
با توام که خوب باشم و خوبه با تو باشم
دوست دارم با صدای تو از خواب پا شم
کی حاضر به خاطرت دنبال تو راه بره
آره ن قدر بیا تا که بالاخره وا بده
قطعا هستن کسایی که حتما
این حرفو زدن و دبه کردن
ولی
بهشون رو ندی پیش من که اومدی
باید اون بالا ها دنبالت بگردن


از خدا می خوام که تو رو نگیره از من

اگه تو نباشی می میرم از غم
می دونم تو هم عاشق من می شی کم کم
منم می شم همونی که می خوای حتما
از خدا می خوام که تو رو نگیره از من
اگه تو نباشی می میرم از غم
می دونم تو هم عاشق من می شی کم کم
منم می شم همونی که می خوای حتما

فقط تویی که می تونی منو آرومم کنی
من مثل کویرم آخه بارونم تویی
جز داشتن تو ندارم هیچ آرزویی
توی دنیا می پیچه این عشق ما به زودی
من اینو صد بار دیگه به تو گفتم
این که دیگه نمی تونم بی تو عمرا
یه لحظه زنده باشم آره مردم
پس با تو ام من تا آخر عمرم


از خدا می خوام که تو رو نگیره از من



نوشته شده در یکشنبه 23 بهمن 1390 ساعت 11:27 ب.ظ توسط alone 4ever نظرات |

Oh, the weather outside is frightful,
But the fire is so delightful,
And since we've no place to go,
Let it snow, let it snow, let it snow.

It doesn't show signs of stopping,
And I brought some corn for popping;
The lights are turned way down low,
Let it snow, let it snow, let it snow.

When we finally say good night,
How I'll hate going out in the storm;
But if you really hold me tight,
All the way home I'll be warm.

The fire is slowly dying,
And, my dear, we're still good-bye-ing,
But as long as you love me so.
Let it snow, let it snow, let it snow.


نوشته شده در شنبه 22 بهمن 1390 ساعت 09:37 ب.ظ توسط alone 4ever نظرات |

کوچولو برو دیگه وقت خوابه دیگه باید بری تو رخت خوابه
اگه دلت واسه مامانی تنگ شد نگاش کن عکسش اونجا روی قابه
عزیزم بسته دیگه گریه نکن ازم نپرس که چرا مامانی نیس
از تو نه از من یکم خسته شده بود و نمیتونس بمونه باما نینی

لالالالالالالالالالایی لالالالالالالالالالایی
لالالالالالالالالالایی مامان رفته شده تنها بابایی
لالالالالالالالالالایی لالالالا لالالالالالالالالالایی لالالالا
لالالالالالالالالالایی مامان رفته شده تنها بابایی
لالالالا لالالالا لالالالا لالالالا

مامان الان خوشحاله خوشحالیش خوشحالم میکنه
مهم نیس که غم دوریش داره چیکارم میکنه
وقتی خوبه اون منم خوبم
مامان الان پیدا کرده رو من یه حس دیگه والانم رفته سراغ کس دیگه
و از این به بعد بابا تنهایی تنهایی واسه ی تو قصه میگه
 کوچولو بخواب من که خوب بدون اون خوابم نمیره
کوچولو بخواب نمیخوام که جلو تو گریم بگیره

لالالالالالالالالالایی لالالالالالالالالالایی
لالالالالالالالالالایی مامان رفته شده تنها بابایی
لالالالالالالالالالایی لالالالا لالالالالالالالالالایی لالالالا
لالالالالالالالالالایی مامان رفته شده تنها بابایی
لالالالا لالالالا لالالالا لالالالا


کوچولو برو دیگه وقت خوابه دیگه باید بری تو رخت خوابه
اگه دلت واسه مامانی تنگ شد نگاش کن عکسش اونجا روی قابه

نوشته شده در شنبه 22 بهمن 1390 ساعت 08:20 ب.ظ توسط alone 4ever نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت


جدیدترین كدهای جاوا